تبليغاتX
خدایا با تو ام حواست کجاست .............
خدایا با تو ام حواست کجاست .............

خوشا دلی که مدام از پی نظر نرود به هر درش که بخوانند بی خبر نرود


 

دیدار در شب

 

و چهره شکفت

از آنسوی دریچه به من گفت

حق با کیست که می بیند

مثل گمشدگی و حشت آورم

 

اما خدای من

 

آیا چگونه می شود از من ترسید ؟

من ُ من که هیچگاه

جز با بادبادکی سبک و ولگرد

برپشت بامهای مه آلود آسمان

چیزی نبوده ام

و عشق و میل و نفرت و دردم را

در غربت شبانه قبرستان

موشی بنام مرگ جویده است

 

و چهره شگفت

با آن خطوط نازک دنباله دارسست

که باد طرح جاریشان را

لحظه به لحظه محو و دگرگون می کرد

و گیسوان نرم و درازش

که جنبش نهانی شب می ربودشان

و بر تمام پهنه شب می گشودشان

همچون گیاههای ته دریا

در آنسوی دریچه روان بود

و داد زد :

 

باور کنید

باور کنید من زنده نیستم

 

من از ورای او تاریکی را

و میوه های نقره ای کاج را هنوز

میدیدم ُ آه ولی او .........

او بر تمام اینهمه می لغزید

وقلب بی نهایت او اوج می گرفت

گویی که حس سبز درختان بود

و چشمهایش تا ابدیت ادامه داشت

 

حق با شماست

من هیچگاه پس از مرگم

جرئت نکرده ام که در آینه بنگرم

و آنقدر مرده ام

که هیچ چیز مرگ مرا دیگر

ثابت نمی کند

 

آه

 

آیا صدای زنجره ای را

که در پناه شب بسوی ماه می گریخت

از انتهای باغ شنیده اید ؟

من فکر می کنم که تمام ستاره ها

به آسمان گمشده ای کوچ کرده اند

و شهر ُ شهر چه ساکت بود

من در سراسر طول مسیر خود

جز با گروهی از مجسمه های پریده رنگ

چند رفتگر

که بوی خاکروبه و توتون می دادند

وگشتیان خسته خواب آلود

با هیچ چیز روبرو نشدم

 

افسوس

 

من مرده ام

 

و شب هنوز هم

 

گویی ادامه همان شب بیهوده است

 

خاموش شد

و پهنه وسیع دو چشمش را

احساس گریه تلخ و کدر کرد

آیا شما که صورتتان را در سایه نقاب غم انگیز زندگی

مخفی نموده اید

گاهی به این حقیقت یاس آور

اندیشه می کنید

که زنده های امروزی

چیزی بجز تفاله یک زنده نیستند

 

چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387  توسط کاش نامی می شدم   |

 

 



چه گريزيست زمن ؟

چه شتابيست به راه ؟

به چه خواهي بردن

در شبي اينهمه تاريك پناه ؟


مرمرين پله آن غرفه ي عاج

اي دريغا كه زما بس دور است

لحظه ها را درياب

چشم فردا كور است


 

 

 

مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386

 

 

آپلود
عبدلی جونم
ناشناس
ابی پرست
خودگشودگی
اندوه من
دل بيا بريم
منيب
قالب وبلاگ

 

 

RSS 2.0

Designed By ParsTheme